![]() |
![]() |
|
|
متاسفانه در ايران و مخصوصا دركردستان هر ماه حداقل يك يا چند خبر از قتل ناموسي و چندين خبر خودسوزي زنان بر اثر فشارهاي غير قابل تحمل را مي شنويم . اما چرا اين خبر ها رو بايد در قرن 21 بشنويم . قرني كه در همه دنيا بجز كشورهاي "جهان سوم" قرن پيشرفت و تمدن نام ميبرند. مطمئنا همه شما اين خبرها را شنيده ايد و متاسفانه همگي داريم به عنوان امري عادي به اين اخبار عادت ميكنيم. براي نمونه اين دو خبر زير را نگاه كنيد: 1.حدود 3 هفته پيش در مريوان خبر خودسوزي زن جواني به نام فاطمه را شنيدم كه بر اثر شكنجه هاي روحي و رواني و آزارهاي جسمي توسط شوهرش به اين سرنوشت رسيد . زن جواني كه به خاطر غرور كاذب همسرش هزاران شكنجه رو توسط شوهرش متحمل مي شد بلاخره طاقتش طاق شد و اقدام به خودسوزي كرد. چرا مردان مي توانند زنانشان را به دليلي كه مي خواهند طلاق بدهند اما زنان چنين حقي ندارند؟ چرا ديه زن نصف ديه مرد است ؟ چرا شهادت دادن مرد مهمتر وبرتر از شهادت زن است ؟ چرا مردان مي توانند زنانشان را به باد كتك بگيرند و حتي آنها را به كام مرگ بفرستند؟ اين ها همه سئوالاتي هستند كه در ذهن هر انسان بشر دوستي موج مي زنند. اما ﺁيا ما بايد اين چراها را به گورستان چراها بفرستيم، چون كسي نيست جواب اين چرا ها را بدهد و يا اگر هم جوابي داده شود يك جواب بيهوده و واهي است. به نظر من نه، براي اين چراها جواب وجود دارد. اما جوابها ميتواند متفاوت باشد. جواب شما چيست؟ من هنگامي كه در پيش دانشگاهي تحصيل مي كردم از دبير معارف پرسيدم كه : آقاي فلاني چرا در دين اسلام ديه زن نصف ديه مرد است؟ آيا در حق زنان بي انصافي نشده است؟ ايشان هم با چهره اي غضبناك خطاب به من جواب داد كه: آقا شما اشتباه متوجه شده ايد. شما چرا زود قضاوت مي كنيد. اصلا همه چيزبه نفع زنان است. اگه زن كشته شود ديه اون به مردش مي رسد و بر عكس اگه مرد كشته شود ديه او به زنش مي رسد! پس معلوم است زنها سود مي برند و در حقوق زنان بي انصافي نشده است. البته دبير من جواب ندادند و خودمون هم نفهميديم اين جواب كجايش به نفع زن است؟ اما تبعيض در ايران بين زن و مرد به قدري است كه هيچوقت نبايد از ﺁن چشم پوشي كرد. تبعيض و نابرابري در قوانين و سنتهاي عقب مانده در ايران عليه زنان يكي و دو تا نيست. اين به يك سيستم و سنت جا افتاده تبديل شده است. انسانهاي مدرن بايد به اين مسايل حساس باشند. موارد زير را مشاهده كنيد و نابرابري زن و مرد را يك بار ديگر بياد بياوريد: 1 - ارث ( نصف مرد) 2 - ديه (نصف مرد ) 3- ارزش شهادت (نصف مرد) 4- لزوم اجازه ولي در عقد نکاح ( حتي اگر دختر بالغ و عاقل هم باشد اين اجازه لازم است) . 5- مجازات زن توسط شوهر در صورت خيانت مرگ است. 6- محدوديتهاي شغلي ( چيزي که از آن در تبليغات انتخابات به تبعيض مثبت يعني حضور زنان در جامعه ذکر شد) 7- حق حضانت براي پدر و جد پدري(مادر در درجات بعدي است ، در صورت درخواست حضانت از سوي مادر با وجود پدر حق ولايت با اوست و اثبات شايسته نبودن پدر بسيار مشکل است ) 8- حق طلاق با مرد است (ماده 1133 قانون مدني : مرد هر وقت بخواهد مي تواند زن خود را طلاق دهد، طلاق ايقاع و عمل حقوقي يکجانبه از طرف مرد است ) مجلس تنها مشکل زنان را در مد و لباس مي داند و اگر هم براي حل معظل قدمي برمي دارد بدون کار کارشناسي از اهل خبره و حتي خود زنان است. کنوانسيون رفع تبعيض عليه حقوق زنان خلاف شرع قلمداد شد و بجايش طرح اصلاح ساختار حقوق زنان مطرح شد که آن هم مسکوت ماند. علاوه بر اين تبعيضات قانوني که به عمل نادرست صورت قانوني مي بخشد در محيط اجتماع هم شاهد تبعيضات گسترده عليه زنان هستيم که در طول اين ساليان زنان تنها با صبر در برابر نابرابريها و اميد به حل مشکل و به قولي کارد لاي استخوان گذاشتن ايام را سپري کرده اند ، اما تا کي؟ تا کي بايد شاهد اين بي عدالتي ها بود؟ نه تنها در جامعه بلکه در محيط خانه هم زنها از اين تعصبات کور و تبعيض ها و خشونتهاي خانوادگي ( در محيطي که هيچ کنترل و نظارتي از سوي هيچ مرجعي نيست و آزادي در اعمال خواستها و سليقه ها به عنف امري اجباري است و اگر زني کتک خورد بايد به پزشک قانوني مراجعه کند تا گواهي بگيرد و در صورت باقي ماندن آبرو بخواهد طلاق بگيرد و تازه بعد از طلاق اول بدبختي و مشکل است که نگاه مردم در جامعه به يک زن مطلقه زيبا نيست. پس همان بهتر که بسوزيم و بسازيم!!! )مصون نيستند و هر بلايي سرشان بيايد جامعه نه خبردار مي شود ونه مي تواند اقدامي کند . اگر پدري فرزند خود را بکشد بايد ديه بدهد و با گذشت شاکي که معمولا هم اينگونه است مدتي حبس خواهد کشيد و دوباره به جامعه بازمي گردد. هميشه يك سوال در ذهنم موج مي زنه و اونم اينه كه : ما جهان سومي ها كي مي خواهيم پيشرفت كنيم؟ كي مي خواهيم دست از مردسالاري و زن ستيزي برداريم؟ كي مي خواهيم زنان را موجودي با ارزش و هم پايه با مردان بدانيم؟ البته با اين وضع موجود فكر نكنم حالا حالا ها پاسخ اين سوالهاي من داده شود. مشكل اين است بايد قانون را تغيير داد. با وضع قوانين مترقي بايد جامعه مسول حفظ حرمت و موظف به رعايت برابري شود. انسان بايد ﺁزاد باشد. هر مانعي در مقابل ﺁزادي ضد انساني است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 22:43 توسط مبين دهباشي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دوستان عزیز سلام لطفا بعد از بازدید از وبلاگ نظر خود را در قسمت نظرات حتما بنویسید . با تشکر
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
تاسه ماه طلایی انجمن زنان مريوان |
|
RSS
|